مصادیق جنگی در دنیای سایبری تعریف‌ نشده‌اند

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

57

عصر جنگ‌های سایبری


حقیقت این است که بیشتر دولت‌ها در فضای سایبری گرفتار شده‌اند و قانون مشخص و استاندارد قابل قبولی برای تعریف مصادیق جنگی در این مسیر وجود ندارد.
کارشناسان امور سایبری چند سالی است دائما هشدار می‌دهند حجم بالا و رو به افزایش از حملات هکری بین دولت‌ها شکل گرفته‌است که می‌تواند زیرساخت‌های حیاتی از نیروگاه‌های برق و بانک‌ها تا سیستم‌های کنترل ترافیک شهری را هدف قرار دهد.

کارشناسان امور سایبری چند سالی است دائما هشدار می‌دهند حجم بالا و رو به افزایشی از حملات هکری بین دولت‌ها شکل گرفته‌است که می‌تواند زیرساخت‌های حیاتی از نیروگاه‌های برق و بانک‌ها تا سیستم‌های کنترل ترافیک شهری را هدف قرار دهد.

در همین چند سال گذشته گزارش شده هکرهای روسی برق حدود ۲۲۰ هزار شهروند را در اوکراین برای مدتی از کار انداخته‌اند، کره شمالی به شبکه فیلم‌سازی سونی نفوذ کرده و هکرهای چینی و آمریکایی بارها اطلاعات ارزشمندی را از یکدیگر سرقت کرده‌اند. نمونه مشخص و علنی آن در یک سال گذشته رقم خورد که مقامات آمریکایی هکرهای روسی را متهم به حمله به ستاد تبلیغاتی هیلاری کلینتون کردند. حقیقت این است که بیشتر دولت‌ها در فضای سایبری گرفتار شده‌اند و قانون مشخص و استاندارد قابل قبولی برای تعریف مصادیق جنگی در این مسیر وجود ندارد.

برایان کانینگهام، افسر سابق سیا، در این زمینه می‌گوید: «فضای سایبری همچون دنیای غرب وحشی است. هیچ اجماع نظری درباره نحوه استفاده از سلاح‌های سایبری از سوی دولت‌ها وجود ندارد. هیچ پیمانی وجود ندارد که مشخص کند فعالیت‌های سایبری به حدی گسترش یافته که به مرز جنگ رسیده‌است. هیچ فردی حدود و مرزها را نمی‌داند و این وضعیت بسیار خطرناک است».

نگرانی درباره پتانسیل‌های تسلیحات سایبری به سرعت در حال افزایش است و به این دلیل است که جهان از طریق ارتباطات اینترنتی در حال تجربه کردن رشد بی‌سابقه‌ای است. هکرها به راحتی می‌توانند از طریق ابزارهای خانگی که به وب وصل می‌شود، حملات خود را به اهداف مختلف طرح‌ریزی کنند. آنها پس از ورود به فضای آنلاین و شناسایی بدافزارها، حملات خود را آغاز می‌کنند. این دقیقا همان روشی است که هکرها حدود دو سال پیش از آن استفاده کرده و وب‌سایت ده‌ها شرکت مطرح آمریکایی همچون توییتر و نت‌فلیکس را مختل کردند.

نازلی چورلی، تحلیلگر سیاسی در مرکز فناوری‌های ماساچوست (ام.آی.نتی)، در این رابطه می‌گوید: ما در مرحله تغییر فناوری بسیار حساسی قرار داریم. تا همین چند سال پیش تصور ما این بود که فضای سایبری و دنیای فیزیکی از یکدیگر جداست، اما این روزها کاملا درهم تنیده شده و تقریبا هر فعالیتی از طریق اینترنت ممکن می‌شود.

در مقابل، جامعه و نهادهای رسمی و دولتی نیز شکل دفاعی‌تری به خود گرفته‌اند. در همین راستا دانشگاه کالیفرنیای جنوبی «حوزه سایبری» را ایجاد کرده که شرکت‌ها در آنجا می‌توانند توانایی خود را در مقابله با هکرها آزمایش کنند. دانشگاه سن‌دیه‌گو که هر سال میلیون‌ها دلار در زمینه تحقیقات دفاعی هزینه می‌کند، اخیرا واحد امنیت سایبری را ایجاد کرده تا از این طریق میزان حملات صورت‌گرفته علیه مراکز آموزشی را تخمین زده و بررسی کند. با وجود انجام چنین اقدامات دفاعی، این سوال همچنان مطرح است که آیا نهادها و سازمان‌های دولتی در کشوری همچون آمریکا در مقابل چنین حملاتی توانایی حفاظت از زیرساخت‌های خود را دارند.

در همین راستا، چندی پیش گزارشی منتشر و اعلام شد که در صورت وقوع این حملات سایبری، وزارت دفاع آمریکا دقیقا نمی‌داند چه وظیفه یا مسئولیتی را برعهده دارد. تحلیل انجام‌شده از سوی دانشگاه کمبریج نیز این‌گونه تخمین زده که حمله به نیروگاه‌های برق در شمال شرقی آمریکا موجب می‌شود ۹۳ میلیون نفر در تاریکی مطلق رفته و بیش از ۲۴۰ میلیارد خسارت اقتصادی نیز به بار آید.

کارشناسان فضای سایبری و مقامات دولتی به این مسئله اذعان دارند که هکرها می‌توانند بخش‌های مختلفی از نهادهای دولتی و غیردولتی را هدف قرار دهند؛ اما حقیقت این است که تعیین کردن میزان این خطر خود یک مقوله دیگر است و شامل برآوردهای گیج‌کننده‌ای می‌شود؛ برای مثال در سال ۲۰۱۲، لئون پانه تا که وزیر دفاع وقت ایالات متحده بود، اعلام کرد خطر حملات سایبری به سیستم‌های مالی و نیروگاه‌های برق آمریکا می‌تواند یک پرل‌هاربر دیگر باشد.

اف‌بی‌آی، وزارت امنیت داخلی و شورای اطلاعات ملی آمریکا نیز در سال‌های اخیر چنین اظهاراتی را بیان کرده‌اند، اما در این میان افرادی همچون هربرت لین، کارشناس امور سایبری در دانشگاه استنفورد بر این باور است که دولت‌ها شدت خطرات این نوع حملات را بالاتر می‌برند تا توجه بیشتری را به سمت خود جلب کنند.

از سوی دیگر مشکل نگران‌کننده دیگری نیز وجود دارد: چگونه می‌توان به سرعت و با دقت فراوان منبع یک حمله سایبری را مشخص کرد به خصوص زمانی که این اقدام به منزل شروع یک جنگ باشد. مارتین لی بیکی در کتاب جدید خود تحت عنوان «فضای سایبری در جنگ و صلح» این‌طور می‌نویسد: حملات کامپیوتری هیچ مدرک فیزیکی مشخصی پشت سر خود باقی نمی گذارد؛ نه باروتی و نه اثر انگشتی.

گریس رابرتز، مدیر امور امنیتی در شرکتی در سانتاکلارا، نیز در این رابطه چنین نظری دارد: ما در این نوع حملات آدرس‌های آی‌پی، مکان‌ها و تاکتیک‌ها را داریم، اما تمامی آنها می‌تواند جعلی و ساختگی باشد و ما را به جایی نرساند. آیا می‌توانیم بدون داشتن مدرک قوی، فرد یا افرادی را متهم به انجام چنین حملاتی کنیم.

در همین حال، نازلی چورلی درباره برداشت قدیمی از تسلیحات جنگی هشدار می‌دهد و می‌گوید: «ما عادت داریم در توصیف و تشریح فضای جنگ به ایده‌هایی از قرن بیستم تکیه کنیم. ما درباره افراد خوب و بد و اینکه چه کسی حمله کرد، صحبت می‌کردیم؛ اما امروز مجموعه‌ای از افراد بد و افرادی با بدی کمتر وجود دارند.

ما به‌طور دقیق نحوه تعامل و همکاری افراد را نمی دانیم. ممکن است این افراد بد، وابسته به دولت‌ها باشند. همچنین احتمال دارد این حملات از سوی گروه‌ها، تروریست‌ها یا افراد مختلف صورت گیرد. شناسایی یک فرد یا یک هدف برای انتقام‌گیری بسیار دشوار است».

او نتیجه‌گیری خود را درباره حملات دنیای سایبری این‌طور بیان می‌کند: «ما شاهد دموکراتیزه شدن جنگ سایبری هستیم».